عالیجناب تبت

سارا کاظمی


بیان دیدگاه

خبر/ خود سوزی دو راهب تبتی

خود سوزی دو راهب تبتی

به گزارشِ تبت پست، 24آوریل ساعت 6:30 به‌وقت محلی در استان سیچوان، دو راهب تبتی به نام‌های کونچوک ووسر 20 ساله و لوبسانگ داوا 23 ساله، برای اعتراض به رفتار و سیاست‌های سرکوب‌گر دولت چین خود را به آتش کشیدند. این دو راهب تبتی خواهان بازگشت رهبر معنوی شان دالای لامای چهاردهم به تبت و هم‌چنین بازگرداندن آزادی به سرزمین‌ تبت بودند.

این حادثه در نزدیکی صومعه‌ی تاکسانگ لامو کیرتی، اتفاق افتاد. این منطقه‌ی تبت، از مارس 2011 به سبب خود سوزی راهبی 20 ساله تحت تدابیر شدید امنیتی قرار دارد‌.

این صد و هفدهمین خودسوزیِ تبتی‌هاست که به اعتراض به رفتار سرکوب‌گر دولت چین در تبت صورت می‌گیرد.

 سارا کاظمی


بیان دیدگاه

آشنایی با بودیسم تبتی (بخش دوم)

Tibetan Buddhism

وجریانه و چهار مکتب بزرگ بودیسم تبتی

شاخه‌ای از بودیسم که در هیمالیا، تبت، نپال، بوتان و مغولستان رواج دارد را «وجریانه» (Vajrayana) می‌نامند. «وجره» (Vajra) در سانسکریت به‌معنی الماس و «یانه» (yana) به‌معنای راه و روش است. بنا‌بر نظر پژوهشگران، بسیاری از باورها و طرق مکتب‌های وجریانه، پیوندی‌ست میان ماهایانه‌ی بودیسم و مکتب تراوادا که شامل تانترا نیز می‌شود. بدین سبب بودیسم تبتی را «تانتریانه» (Tantrayana) هم می‌نامند .

پیشینه‌ی بودیسم تبتی به مکتب نیانگما (Nyingma) باز می‌گردد و بعد از آن، سه مکتب بزرگ دیگر نیز ظاهر شدند که شامل ساکیا (Sakya)، کاگیو  (Kagyu) و گلوگ (Gelug) می‌باشد.

مکتب نیانگما

در سال 817 میلادی، پادشاه تبت «سانگ‌دسن» (Trisong Detsen)، شخصی بودایی، به‌نام «پادما سامباوا» (Padma-sambhava) را برای دفع نیروهای اهریمنی، به تبت دعوت کرد. بعد از ورود «پادما سامباوا» به تبت، بسیاری از جنبه‌های بودیسم که با «سنت بُن» قابل انطباق بود، به‌مرور زمان با هم درآمیخت و مکتب «نیانگما» پدید آمد.

در این مکتب، بر حرکت به‌سوی بیداری، بسیار تاکید دارد و اصول آن بیشتر بر جنبه‌های بنیادین بودیسم قبل ‌از ورود تانترا استوار است، که شامل گفتن مانترا، مودرا‌ها، حرکات خاص دست و غیره می‌شود.

 

مکتب ساکیا

بنیانگذار مکتب «ساکیا»، شخصی به‌نام «کونچوک گیلپو» (Könchok Gyelpo) (1102-1034) بود. وی شاگردی داشت به‌نام «دروگمی شاکیا یشه» (Drogmi Shakya Yeshe) که به هند سفر کرد و تحت تعلیم استادان بسیاری قرار گرفت و سپس به تبت باز‌گشت و تعلیمات تانترا را با این مکتب ادغام نمود. روش این مکتب به «راه و میوه» شهرت دارد و  هدف نهایی در این مکتب، رسیدن به درجه‌ی «هواجرا» (Hevajra) است.

کاگیو

اصول این مکتب بر پایه‌ی تانترا استوار است. شخص با کمک گرفتن از تعلیمات تانترا در این مکتب، می‌تواند به ماهیت حقیقی ذهن خویش نائل آید.

گلوگ

«سونگ‌کا‌پا»  (Tsong-kha-pa) (1419-1357) شخصی بود که جنبش اصلاحی را در بودیسم تبتی به‌وجود آورد. معلمان این مکتب، خود را تجسم «او‌لکیتشوارا» (Avalokiteshvara) می‌نامند. به‌همین دلیل، در این مکتب، بر بودی‌ستوه (Bodhisattva) تاکید بسیاری دارند و ارجاع‌شان بر روایتی از بودا است که در آن، بودا به نیروانا وارد شد، وقتی رنج موجودات زنده را دید، بازگشت و عهد‌ بست تا زمانی‌که تمام موجودات جهان به روشنی و بیداری نرسند، به نیروانا باز نگردد. این شفقت، بستری فراهم آورد برای ظهور «دالای‌لاما»‌ها و تجسم‌های پی‌در‌پی‌‌شان از سر شفقت برای کمک به موجودات جهان.

پی نوشت: در آشنایی با بودیسم تبتی بخش اول، وجریانه، شاخه‌ای از ماهایانه تعریف شد. در تقسیم بندی‌های تاریخی، به دو صورت، وجریانه را مورد بررسی قرار می‌دهند، گاه به‌صورت مکتب جدا‌گانه، و گاه به‌شکل شاخه‌ای از ماهایانه.

سارا کاظمی


بیان دیدگاه

آشنایی با بودیسم تبتی (بخش اول )

Tibetan Buddhism

 بودیسم تبتی در تبت به وجود آمد و جزیی از پیکرِ مذهبی کشورهای همسایه‌اش شد. کشورهایی چون: نپال، بوتان، مغولستان، جمهوری کالمیکیا، تووا. نفوذ بودیسم تبتی در مناطق هیمالیا تا حدی‌ست که زبان تبتی، به زبان معنوی مردم این نواحی، بدل گشته است.

بودیسم در قرن هفتم میلادی وارد تبت شد، در زمان پادشاهی سانگ‌سن گامپو(Songtsan Gampo). سانگ‌سن گامپو اصلاحات زیادی در تبت انجام داد. در زمان وی پایتخت به لهاسا منتقل شد. وی ارتش منظمی تشکیل داد و با همسایگان روابط دیپلماتیک خوبی بر قرار نمود. سانگ‌سن گامپو دو همسر بودایی داشت، پرنسس ون چنگ(Wencheng) از چین و پرنسس برکوتی(Bhrikuti) از نپال. وی از طریق این دو همسر با دو چهره از بودیسم آشنا شد.

در زمان وی، با این که مذهب غالب در تبت، سنت بن بود، بودیسم را به تبت معرفی نمود. مترجم هایی را به هند فرستاد تا متون بودایی را ترجمه کنند و معابد بسیاری را همچون جوهانگ(Jokhang) در لهاسا بنا نمود.

بعد از گذشت هزار سال، در سال 1642 و در زمانی که دالای لامای پنجم رهبری معنوی و پادشاهی سراسر تبت را عهده دار شد، بودیسم در تبت آنچنان توسعه یافته بود که چهره‌ای خاص و متفاوت به خود گرفت و به چهار مکتب بزرگ تقسیم شد: نیانگما(Nyingma) کاگیو (Kagyu) ساکیا (Sakya) و گلوک (Gelug).

بودیسم تبتی از شاخه‌ی ماهایانه(Mahayana) است که به وجریانه(Vajrayana) یا چرخ الماس شهرت دارد. تعالیم این مکتب بر آداب مذهبی مرموز و اسرار آمیز، سنت بن (Bon) و تانترا(Tantra) استوار است. بودیسم تبتی با تاثیر گرفتن از تانتریسم بر این عقیده  است که نیرویی پنهان در پایین ستون فقرات وجود دارد که با بیدار کردن آن، از طریق فعال نمودن این نیرو، به وسیله ی مانترا(mantra)، اشکال مقدس، ماندالاها(Mandala)، مودراها(حرکات مختلف دست)، (Mudras) فرد می تواند به بیداری و روشن شدگی دست یابد.

سارا کاظمی