عالیجناب تبت

سارا کاظمی


5 دیدگاه

تدفین آسمانی

تدفینِ آسمانی

 OLYMPUS DIGITAL CAMERA

تبتی‌ها مراسمِ تدفین مختلفی را انجام می‌دهند همانند: تدفین آسمانی، دفن در آب، سوزاندن، تدفین در استوپا که انجام هر کدام از این مراسم بستگی به موقعیت اجتماعی و وضعیت مالی فرد دارد.

اما برجسته‌ترین نوع تدفین، تدفین آسمانی‌ست که در تبت، و قسمت‌هایی از مغولستان که تحت تاثیر مکتب وجره یانه (vajrayana) هستند، انجام می‌شود. آنها با توجه به تعالیمِ وجره یانه معتقدند که جسد و بدن همانندِ کشتیِ خالی می ماند و زمانی که فرد می میرد، روح از بدن خارج می‌شود تا به حلقه‌های دیگری از حیات متصل و تناسخ یابد، از این روی تفاوتی ندارد که وی را پرندگان را بخورند یا در طبیعت جذب شود.

بر طبق باور‌های تبتی ، جسد به کرکس‌ها پیشکش می‌شود آنها معتقدند که کرکس در واقع تجسم داکینی (Dakinis) است. داکینی بویساتوه‌ی‌ست که به رقصنده‌ی آسمان مشهور است. داکینی، روح را در آسمان به جایی می‌برد که باید برای تناسخ بعدی‌اش منتظر بماند. تبتی‌ها در واقع با این کار به کرکس‌ها و حیوانات بسیار کوچک برای یافتن غذا کمک می‌نمایند.

بعد از مرگ، جسد برای سه روز، دست نخورده رها می‌شود، سپس تمیز و در پارچه‌ای سفید به شکل و فرم یک جنین و در موقعیتِ مشابهی که  شخص به دنیا آمده بود، پیچیده می‌شود. در تمام این مدت، راهبان، روحش را با گفتن ذکر و مانترا هدایت می‌کنند تا به گورستان برسند. در تبت معمولا گورستان‌ها در نزدیکی صومعه‌ها و دیر‌ها واقع شده‌اند.

بعد از گفتن ذکر و مانترا بدن، برای خوردن کرکس‌ها قطعه قطعه می‌شود. در همین زمان، برای آوردن کرکس‌ها (داکینی) به محل، عود مخصوصی را روشن می‌کنند.

 بدن همان طور که در پارچه پیچیده شده‌است به دقت بریده می‌شود.  این عمل توسط یک راهب یا فردی به نام رویاپاس (rogyapas) (بدن شکن) انجام می‌گردد. وی گوشت‌ها و اعضای داخلی را به تکه‌های کوچک تقسیم می‌کند.  استخوان‌ها را  خرد و  سپس با سامپا ( غذای اصلی و مهم مردم هیمالیا، تبت، نپال که از آرد جو یا  گندم بو تهیه می شود tsampa:) مخلوط می‌نماید.

برای اطمینان از صعود روح، باید تمام بدن خورده‌شود. بعد از این که جسد کاملن قطعه قطعه شد، استخوان‌های سابیده شده هم روی زمین ریخته می‌شود تا پرندگان و دیگر جانوران نیز از آن تغذیه کنند. در طول این مراسم اگر بدن مرده به طور کامل خورده‌شود، آن را به فال نیک می‌گیرند ولی اگر بدن به طور کامل، خورده ‌نشود یا فقط قسمتی از آن باقی بماند، نشان از این دارد که فرد، بعد از مرگ، تولد مجددِ خوبی نخواهد داشت.

اولین گزارش‌ها  در مورد تدفینِ آسمانی در تبت، به قرن دوازده‌ام و به  کتاب تبتیِ مردگان یا باردو (Bardo) باز می‌گردد و در انجام این عمل، تانتریک هندی و هم‌چنین نوع خاصی از بودیسم که در تبت وجود داشت به عنوان عوامل تاثیر گذار مورد بحث است .

یکی از دلایل این نوع تدفین، به جغرافیایِ این ناحیه باز می‌گردد. در این ناحیه از هیمالیا، به علتِ سنگلاخ بودن و داشتن زمین‌های سخت و پوشیده از یخ، عملن امکان حفر قبر وجود نداشت و هم‌چنین روش سوزاندن جسد به روش بودایی آن نیز به دلیل کمبود سوخت، امکان پذیر نبود و در واقع این روش عملی‌ترین راه برای دفن بوده‌است. در گذشته سوزاندن، تنها مختص لاماهای اعظم و چهره‌های برجسته اجتماعی می‌شد.

تدفینِ آسمانی که در ابتدا به شکل بدوی و غیر بهداشتی  انجام می‌شد، نگرانی‌های بسیاری را  هم از جانب دولت کمونیست چین و هم کشورِ مغولستان به وجود آورد. هر دو کشور معابد بسیاری که این عمل را انجام می‌دادند بستند و چین بعد از انقلاب فرهنگی‌اش به طور کامل این عمل را از اواخر 1960 تا 1980 ممنوع اعلام کرد.

اما امروزه با این که هنوز  در برخی مناطق روستایی مردگان به این شیوه دفن می‌شوند، اما انجام آن رو به کاهش است. به دلیل محدودیت‌هایی که در مناطقِ نزدیک شهر وجود دارد و هم‌چنین کم شدن کرکس‌ها در مناطقِ روستایی.

با این حال برای بودایی‌های تبتی، چه تدفینِ آسمانی و چه سوزاندن، درس زندگی‌ست. دیدن مهم‌ترین تعلیمِ شاکیامونی بودا که همه چیز در هستی، فنا می‌شود و هم‌چنین قطعه قطعه کردن بدن و  بخشیدن آن به موجودات، نمایشِ اصولی‌ترین آموزه‌های بودیسم تبتی که همان داشتن شفقت نسبت به تمام موجودات در جهان است.

 سارا کاظمی

Advertisements


بیان دیدگاه

خبر/ خود سوزی دو راهب تبتی

خود سوزی دو راهب تبتی

به گزارشِ تبت پست، 24آوریل ساعت 6:30 به‌وقت محلی در استان سیچوان، دو راهب تبتی به نام‌های کونچوک ووسر 20 ساله و لوبسانگ داوا 23 ساله، برای اعتراض به رفتار و سیاست‌های سرکوب‌گر دولت چین خود را به آتش کشیدند. این دو راهب تبتی خواهان بازگشت رهبر معنوی شان دالای لامای چهاردهم به تبت و هم‌چنین بازگرداندن آزادی به سرزمین‌ تبت بودند.

این حادثه در نزدیکی صومعه‌ی تاکسانگ لامو کیرتی، اتفاق افتاد. این منطقه‌ی تبت، از مارس 2011 به سبب خود سوزی راهبی 20 ساله تحت تدابیر شدید امنیتی قرار دارد‌.

این صد و هفدهمین خودسوزیِ تبتی‌هاست که به اعتراض به رفتار سرکوب‌گر دولت چین در تبت صورت می‌گیرد.

 سارا کاظمی


بیان دیدگاه

میراثی از رنگ و سنگ بر بام جهان

 

نگاهی  به فرهنگ و پوشش مردم تبت

«تبت»، سرزمینی در بام جهان، سرزمینی که کودکانش، پیش از سخن گفتن، آواز می‌خوانند. سرزمینی که سنت و فرهنگ غنی و عمیقش، میراثی‌ست از فرهنگ جهان. فرهنگی برساخته از خرد و آگاهی، بردباری و دل‌سوزی. با مردمانی که زندگی ساده و ذهن‌های آرام‌شان بر تمام این منطقهی کوهستانی سایه گسترانده و به آن کاریزمایی خاص بخشیده‌است.

فرهنگ تبت در نیم قرن اخیر، با چالش‌های بسیاری مواجه شده‌است. با آغاز انقلاب مائو و پس از آن، اشغال تبت توسط نیروهای نظامی چین، فرهنگ تبت دست‌خوش تغییرات عظیمی شد. با تبعید «دالایی لاما» رهبر بوداییان تبت به هند و سیطره‌ی تفکرات کمونیستی دولت چین بر تبت، فرهنگ این سرزمین در شرف نابودی‌ست، آن‌گونه که «دالایی لاما»، دولت چین را به نسل‌کشی در تبت متهم می‌کند.

در این نوشتار، سعی بر آن است تا با نیم‌نگاهی به فرهنگ سنتی و اصیل سرزمین تبت که با ورود یا تهاجم مدرنیسم چینی رو به نابودی‌ست، گوشه‌ای از این فرهنگ غنی و جهانی را مرور کنیم. به همین منظور، در این نوشتار، نگاهی می‌اندازیم به البسه و پوشش اصیل و سنتی مردم تبت که جزیی‌ جدایی‌ناپذیر از فرهنگ این سرزمین محسوب می‌شود.

فرهنگ تبت تحت تاثیر عوامل مختلفی بوده و تماس با فرهنگ سرزمین‌هایی چون چین، نپال و هند، باعث رشد و بالندگی هر چه بیش‌تر آن شده‌است. زمانی که از فرهنگ تبت سخن به میان می‌آید نمی‌توان تاثیر عامل اصلی را نادیده گرفت: بودیسم.

بودیسم از قرن هفتم میلادی وارد تبت شد و از آمیختن با باورها و آیینهای محلی تبت، هم‌چون سنت باستانی «بون» (Bon) و آیین‌های محلی هیمالیا، شکل خاصی از بودیسم را به‌وجود آورد، که پر آوازه‌ترین مکتب بودایی تبت، «لاماییسم» یا مکتب «کلاه زرد» است.

با نگاهی به ادبیات، رقص و موسیقی و غیره در تبت، به‌راحتی میتوانیم تاثیر بودیسم را مشاهده کنیم.  به‌علت شرایط کوهستانی، آب و هوا و دور از دسترس بودن این منطقه برای تماس مداوم با فرهنگ‌های همسایه، در این سرزمین، فرهنگی منحصر‌به‌فرد به‌وجود آمده‌است که خودش را به‌شکل مدل‌های خاص لباس، آرایش مو، کلاه، معماری، جشن‌ها و غیره، نشان می‌دهد. به‌طور مثال مردم تبت هزاران سال است که مدل‌های خاص خودشان را در لباس پوشیدن خلق کرده‌اند. مدل‌هایی که با راه و روش زندگی و آب و هوای آن منطقه مطابقت کامل دارد. با این‌که امروزه لباس‌هایی به سبک و سیاق غربی در تبت پوشیده می‌شود، هنوز هم لباس‌های سنتی به‌وفور یافت می‌شود.

هر منطقه از تبت با توجه به شرایط آب و هوایی و باورهای محلی مردم آن ناحیه، لباس مخصوص به خود را دارد. تمام لباس‌های تبتی شامل ردا و پیراهن می‌شود. ردای مردان، گشاد است و  زیر بازوی راست بسته می‌شود و پیراهنی که به تن می‌کنند سفید و با یقه‌هایی بلند است. این در حالی‌ست که ردای زنان، خوش‌دوخت‌تر و تنگ‌تر، گاه با آستین و گاه بدون آستین می‌باشد، با پیراهن‌هایی در رنگ‌بندی متنوع و یقه‌هایی کوتاه‌تر از لباس مردان.

یکی از مشهورترین و متداول‌ترین لباس‌های زنان تبتی، پیش‌بندهای‌ست که روی دامن میپوشند. این پیش‌بندها از جنس «پولو»  (pulu) تهیه می‌شود، در رنگ‌های قرمز، سبز، آبی آسمانی، زرد لیمویی، بنفش و سفید. زنان، این پیش‌بندها را دور کمرشان می‌بندند. معروف‌ترین نوع آن بلند است و محکم دور کمر بسته و قسمتی از آن، دور دامن آویخته می‌شود. این پیش‌بندها از سه قسمت عمودی تشکیل شده که به‌صورت افقی راه‌راه است. در گذشته، فقط زن‌های متاهل اجازه داشتند از این پیش‌بندها استفاده کنند ولی امروزه زنان مجرد هم از آن می‌پوشند.

سنتی‌ترین لباس تبتی، که هم زنان و هم مردان می‌پوشند، «چوبا»  (chuba)  نام دارد. سایز این لباس برای سازگاری با آب و هوای منطقه، بسیار بزرگ است. در نگاه اول، آستین‌های بلند این لباس جلب توجه می‌کند. «چوبا» برای مردان کوتاه‌تر و و برای زنان بلندتر است و مردان زیر آن شلوار می‌پوشند. گاهی از کمر، آن را با کمربند میبندند، در این حالت جیب بزرگی در قسمت شکم و سینه به‌وجود می‌آید که می‌توان با آن، کودکی خردسال را حمل کرد. وقتی «چوبا» را می‌پوشند معمولن فقط دست چپ را در آستین می‌گذارند و آستین دست راست را به پشت می‌اندازند و گاهی آن‌را به دور کمرشان می‌بندند. کمربندی که «چوبا» را با آن گره می‌زنند، معمولن از جنس ابریشم است در رنگ‌های قرمز، زرد، و یا سبز روشن و برای خانم‌های جوان، صورتی. زیر «چوبا» جلیقه‌های پشمی می‌پوشند با یک شلوار پشمی تا زیر زانو که داخل پوتین می‌رود. لباس‌های سنتی مردم در تبت از پارچه‌های گل‌برجسته، زربافت و پارچه‌های گل‌دوزی شده و نقاشی روی پارچه است و جنس آن‌ها از ابریشم، ساتن، چرم و پوست حیوانات و پشم و پنبه می‌باشد.

یکی دیگر از جذاب‌ترین جنبه‌های ظاهری زنان در تبت، استفاده از زیورآلات و آرایش موی خاص آن‌هاست. آرایش مو نسبت به منطقه‌ی جغرافیایی و وضعیت تاهل و سن، متفاوت است. برای مثال، دختران مجرد تبتی موهایشان را در یک رشته می‌بافند و ریشه‌ی گیس بافته شده را با یک نوار قرمز رنگ می‌بندند. دختران تبتی، گیس بافته‌ی‌شان را به شکل مثلث درست می‌کنند و بر روی سرقرار می‌دهند، برای این‌که زیباتر، پرپشت‌تر و برازنده‌تر به‌نظر برسند. درحال‌یکه زنان متاهل موهایشان را در دو گیس می‌بافند و طول نوار قرمزی که به مویشان می‌بندند، بلندتر از طول گیس بافته شده‌است. زنان، گیس بافته‌شان را به شکل مدور و ضرب‌دری در پشت سرقرار می‌دهند که نشان‌دهنده‌یشان و مقام و بلوغ بیش‌تر است و هم‌چنین با این‌کار، موها پرپشت‌تر به‌نظر می‌آید.

اما در مناطق روستایی، قضاوت در مورد متاهل یا مجرد بودن زنان از روی آرایش سرشان، بسیار سخت است. زنان روستایی، رشته‌های کوچکی را شبیه دختران شمال چین، در موهایشان می‌گذارند. آن‌ها این رشته‌های کوچک را  با بندهای قرمز و سبز می‌آرایند. اگر این رشته‌های مو را در بالای سرشان قرار دهند، شبیه تاج می‌شود. گاهی موها را در دو رشته می‌بافند و مرجان، مروارید، عقیق و «ناینآی»   (nine-eye) را در موهایشان به رشته می‌کشند که گاه این رشته‌ها از طول بدن یک زن، بلندتر می‌شود و  یا تا لبه‌ی دامن‌شان می‌آید.

پیر دختران در تبت، موهایشان را در یک رشته‌ی قرمز کم‌رنگ می‌بافند و بالای سر قرار می‌دهند. در مواقع خاص، آرایش سر زنان ممکن است تغییر کند. در دوره‌ی سوگ‌واری، زنان تبتی باید جواهرات متفاوتی بیاندازند. در این‌ موقع است که می‌توان به‌راحتی شرایط خاص را از روی ظاهر تشخیص داد. دختران در سال اول سوگ‌واری، باید از رشته‌های سبز در موهایشان استفاده کنند و در سال بعد، رشته‌های قرمز کم‌رنگ. آن‌ها  دوباره در سال سوم می‌توانند از رنگ قرمز استفاده کنند.

بیش‌تر زنان تبتی موهایشان را «چهل‌گیس» می‌کنند و اغلب روی سرشان سنگ‌های جواهر، مثل عقیق، کهربا و مرجان می‌گذارند. گاهی این سنگ‌ها مستقیمن روی موهای بافته قرار می‌گیرد، و بعضی اوقات، این سنگ‌ها، روی یک تکه پارچه که به رنگ موهایشان نزدیک‌تر است، نصب شده و روی مو گذاشته می‌شود.

زیورآلات سر در تبت، بیش‌تر از سنگ‌های طبیعی، مرجان، فیروزه، استخوان حیوانات و نقره تهیه می‌شود. این زیورآلات، ظاهر زمخت و درشتی دارند ولی زمانی که در کنار آرایش خاص مو و لباس قرار می‌گیرند، بسیار زیبا و جذاب می‌شوند. همه‌ی طرحهای ظریف، حکاکی‌ها و فرم‌های تکه‌تکه، از طرح‌های اصیل تبتی الهام گرفته‌اند. این زیور‌آلات، هم در مدل‌های سبک‌وزن و ساده و روستایی، و هم در مدل‌های آنتیک و سنگین یافت می‌شود.

در تبت به‌علت بادهای سرد و آفتاب تند کوهستانی، کلاه جزیی از فرهنگ لباس پوشیدن محسوب می‌شود. مدل‌های کلاه در تبت، بیش‌تر از آن‌که برای محافظت باشد، نشان‌دهنده‌یشان اجتماعی، جنسیت و ناحیه‌ی زندگی افراد است.

متداول‌ترین کلاه در تبت، کلاه «نخ طلایی»ست. این کلاه مشهور، از بهترین مواد اولیه تهیه میشود. در زبان تبتی به آن «ژامو گیای‌سه»  (Xamo Gyaise) می‌گویند. داخل این کلاه‌ها پشمی‌ست، چهار لبه دارد که قسمت جلو و عقب آن، پهن‌تر از قسمت چپ و راست است. تمام گوشه‌های این کلاه، تا زده شده و بالای کلاه با ابریشم طلایی و لبه‌های آن با روبان ابریشمی تزیین می‌شود.

در مناطق سردسیر تبت مثل «چامدو»  (Chamdo)مردم چادرنشین، برای محافظت از سرما، کلاه‌هایی از جنس پوست روباه، نمد و یا چرم  به سر می‌گذارند.

«کلاه پوست روباه» از پوست بسیار مرغوب روباه و پارچه‌ی ابریشم مخصوص ساخته می‌شود. این نوع کلاه، مخصوص مناطق بسیار سردسیر طراحی شده و کناره‌های بلندی دارد که می تواند تا روی شانه‌ها کشیده شود.

اما کلاه‌های نمدی، قدمت طولانی‌تری دارند. مردم ایالات «گانسو»  (Gansui) و «چینگ‌های» (Qinghai) از این نوع کلاه‌ها می‌پوشند. در آن از نمد سفید به‌عنوان ماده‌ی اصلی استفاده می‌کنند. کلاه‌نمدی در قسمت بالای سر، نوک‌تیز و قله مانند است و لبه‌های باریکی دارد. این مدل کلاه‌های قدیمی، امروزه در تبت با تزیینات رنگی جدید تولید می‌شود.

با نگاهی به البسه و پوشش‌های گوناگون مردم تبت، می‌توان دریافت که در این سرزمین، فرهنگ ریشه‌دار و عمیقی وجود دارد که البته در چند دهه‌ی اخیر، دچار چالش‌های متعددی شده‌است. این نگاه گذرا به پوشش و البسه‌ی تبتی، تنها بخش کوچکی از فرهنگ این سرزمین کهن را نشان می‌دهد. فرهنگی که در دنیای امروز و عصر معاصر، جزیی از میراث همه‌ی مردم جهان محسوب می‌شود و همگان باید در حفظ آن سهیم باشند.

سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، «یونسکو»  (UNESCO) سعی بر آن دارد تا علاوه بر ثبت اماکن باستانی و کهن، با ثبت میراث فرهنگی معنوی جهان در فهرستی مجزا، به حفظ آن‌ها کمک کرده تا خاطره‌ی فرهنگی مردم سرزمین‌های گوناگون، نه تنها از یادها نرود، بلکه هم‌گان را بر آن دارد تا با تلاش در بستری دوستانه، در حفاظت و حرمت‌گذاری این فرهنگ‌ها دست‌به‌دست یک‌دیگر داده و در نگه‌داری و بقای آن‌ کوشا باشند.

فرهنگ تبت، جزیی از فرهنگ‌هایی‌ست که نه تنها متعلق به یک سرزمین خاص، بلکه بخشی ‌از هویت فرهنگی جهان محسوب می‌شود. در همین راستا «یونسکو»، متون حماسی «گسار» » (Gesar)اپرای تبتی» (Tibetan opera) و هنر «رگونگ» (Regong) از سرزمین تبت را، در فهرست میراث فرهنگی معنوی جهان به ثبت رسانده و ممکن است که در آینده، البسه‌ی بومی تبت نیز در این فهرست جای گیرد.

این مقاله 18 اردیبهشت 1391  در «رادیو کوچه» منتشر گردید.

سارا کاظمی


بیان دیدگاه

خبر/ خودسوزی یک زن تبتی

24 مارس 2013 ساعت 15:30 به‌وقت محلی، در منطقه‌ی گولوک زامتانگِ ایالت گابا در غرب تبت، یک زن تبتی به‌نام کالسانگ کید (Kalsang Kyid) در اعتراض به سیاست‌های حکومت چین، خودسوزی کرد. این پنجمین خودسوزی‌ای است که به‌خاطر تبت آزاد در این ناحیه انجام می‌شود.

این زن تبتی‌تبار سی ساله، صد‌‌و‌‌دهمین تبتی و شانزدهمین زنی‌ست که در اعتراض به سرکوب‌های دولت چین در تبت، دست به خودسوزی زد.

خودسوزی یک زن در تبت

سارا کاظمی

منبع: تبت تایمز


بیان دیدگاه

انسان و میمون در افسانه‌های تبت

 The She-Demon and Monkey

قرن‌ها پیش از آن‌که «چارلز داروین» نظریه‌ی تکامل خویش را بیان کند، مردم تبت ادعا می‌کردند که از نسل میمون هستند. داستان‌ها، نقاشی و نگاره‌های باستانی بسیاری، این افسانه را روایت کرده‌اند.

در این افسانه‌ها آمده است:

روزی زنی به‌نام راکساسی (Raksasi) (She-Demon) نزد میمونی رفت و خواست او را برای ازدواج با خویش فریب دهد. در ابتدا، میمون بدون تردید، این پیشنهاد را رد کرد. زن گفت: «اگر با من ازدواج نکنی، من همسر شیطان می‌شوم و از او فرزندان بسیاری به‌دنیا می‌آورم و جهان را پر می‌کنم از شیطان و در پی آن، هزاران نفر خواهند مرد. پس کاری که به تو می‌گویم انجام بده.» پس میمون با زن ازدواج کرد و شش فرزند به‌دنیا آوردند. بعد از مدتی این شش بچه، پانصد بچه شدند و غذای کافی برای خوردن نداشتند و از گرسنگی در حال مرگ بودند. میمون، از «بُدی‌ستوه» (bodhisattva) در خواستِ کمک کرد و او برایش پنج نوع غله فرستاد تا کشت کند. از آن به بعد، میمون‌ها کم‌کم دم‌های‌شان را از دست دادند و توانایی سخن گفتن پیدا کردند.

بر طبق باور‌های سنتی، این ماجرا در غاری نزدیک منقطه‌ی «سانگ» (Tsang) اتفاق افتاده‌است. (کلمه‌ی Tsang در زبان تبتی به‌معنای محل بازی میمون‌هاست). این غار هنوز در کوهستانی که «گنگ‌ئوتری» (Gangotri) نامیده می‌شود، وجود دارد.

سارا کاظمی


بیان دیدگاه

عکس‌هایی از دهم مارس 2013

10 مارس 2013

گرامیداشت پنجاه‌ و ‌چهارمین سال قیام صلح‌آمیز مردم تبت در نقاطی از جهان


بیان دیدگاه

جغرافیای تبت

tibetتبت، سرزمینی‌ست با تاریخ و فرهنگی کهن. بر این منطقه‌ی اسرار آمیز، نام‌هایی مانند «بام جهان» و «سرزمین برف» نیز نهاده‌اند.

تبت، با مساحت1,228,400 کیلومتر مربع، میانگین ارتفاع 4900 متر از سطح دریا و جمعیت 3,000,000 نفر (طبق آخرین آمار منتشر شده در سال 2010)، دارای فرهنگ، زبان و سنت‌های خاص خود است. آب و هوای این سرزمین، در مجموع، خشک است، با میانگین بارش سالیانه‌ی 45 سانتی‌متر. در نهایت شگفتی، همین بارش اندک، منبع رو‌دهای بسیاری در آسیاست مانند: یانگ تسه (Yangtse) و رود زرد (Yellow Rivers) در چین، برهماپوترا (Brahmaputra) در هند، و سالوین (Salween) در برمه.

از نظر جغرافیایی، تبت را می توان به سه بخش مهم تقسیم کرد:

1- قسمت شمالی که «چانگ‌تانگ» (Changthang) نام دارد و دشتی پهناور و خالی از سکنه است که هر چه به سمت جنوب پیش می‌رود، چراگاه‌هایی را در بر می‌گیرد و همچنین، جمعیت پراکنده‌ی عشایر که در چادر‌ها زندگی می‌کنند و به پرورش بز و گاو‌میش و گوسفند می‌پردازند.

2- قسمت غربی که سراشیبی کوهستانی‌ست و روستا‌هایی در آن یافت می‌شود. جایی که رود‌هایی نظیر یانگ تسه، سالوین که به‌ترتیب با نام‌های تبتی: ریچو (Drichu)، زاچو (Zachu)، گیالمو نیولچو (Gyalmo Nyulchu) جاری می‌شوند. جنگل‌های انبوه و علفزار‌ها، این قسمت را پوشانده‌اند و این بخش، نسبت به بقیه‌ی تبت میانگین ارتفاع کمتری دارد.

3- انشعابات تبت جنوبی که بیشترین میزان جمعیت و رشد را در خود جای داده‌است. این دقیقا جایی‌ست که می‌توان لهاسا (Lhasa) را پیدا کرد؛ پایتخت باستانی تبت که مرکز مبادلات تجاری و حکومتی آن است و مهد تمدن و فرهنگ تبت.

تبت،  دارای هفت بخش (یا استان) است:

1-  ناگاری ) (Ngari Prefecture– مرکز: گار   (Gar County)

2- ناگکو (Nagqu Prefecture)– مرکز: ناگکو (Nagqu County)

3- چامدو (Chamdo Prefecture)– مرکز: چامدو  (Chamdo County)

4- شی‌گاتسه (Shigatse)– مرکز: شی‌گاتسه (Shigatse County )

5- لهاسا (Lhasa)– مرکز: چگووان  (Chengguan)

6- شانان (Shannan Prefecture ) – مرکز: ندونگ  (Nêdong County)

7- نی‌اینگچی (Nyingchi Prefecture )– مرکز: نی‌اینگچی (Nyingchi County )

Map tibet