عالیجناب تبت

سارا کاظمی


بیان دیدگاه

باید ها و نباید های فرهنگی در تبت

 

سرزمین تبت به علت موقعیت جغرافیایی و هم‌چنین داشتن شکل خاصی از مذهب، دارای ویژگی‌های فرهنگیِ خاصی‌ است. اما بعد از سیطره‌ی دولت کمونیست چین در تبت و سرازیر شدن توریست‌ها به منطقه، بافت فرهنگی تبت دستخوش تغییر شده‌است و یافتن تبتی‌های بومی با لباس‌های سنتی و آداب و رسوم منحصر به فردشان گاهی بسیار سخت می‌نماید.  تبتی‌ها نسبت به گذشته بسیار تغییر کرده‌اند و تابو ها و باید و نباید فرهنگی شان دستخوش تغییر بسیاری شده‌است. با این حال در زیر نگاهی می‌اندازیم به بخشی از این باید و نباید ها: 

 

* تبتی‌ها برای ادای احترام به انتهای اسم افراد یک » لا » اضافه می کنند.

* در هنگام نشستن چهار زانو می‌نشیند و هیچ‌گاه پاهای‌شان را جلوی کسی دراز نمی‌کنند.

*وقتی به یکدیگر هدیه‌ای می‌دهند آن را با دو دست می‌گیرند و بالای سر می‌برند. هنگامی که نوشیدنی تعارف می‌کنند آن را با دو دست گرفته و مطمئن می‌شوند انگشت‌شان لبه‌ی ظرف را لمس نکند. هم‌چنین هدیه دادن کاتا در تبت، برای نشان دادن احترام بسیار معمول است. زمانی که کسی به آنها کاتا هدیه می‌دهد، آن را بالای شانه‌های خود می‌برند و با دو دست آن را می‌گیرند و سپس تعظیم می‌کنند.

* وقتی به میهمانی می‌روند و میزبان به آنها نوشیدنی تعارف می‌کند، آنها  انگشت حلقه‌ی خود را در آن  فرو می‌کنند، اندکی تکان می‌دهند و  سپس به سمت بالا می‌اندازند،  در هوا و زمین برای نشان دادن احترام‌ به بهشت و زمین و اجداد‌شان.

*هیچ‌گاه متون مذهبی و پرچم‌های مذهبی را لمس نمی‌کنند و  روی آن راه نمی‌روند و نمی‌نشینند.

*تبتی‌ها گوشت اسب و سگ و دراز‌گوش نمی‌خورند و خوردن ماهی هم در بعضی نقاط معمول نیست.

* کف زدن و تف کردن پشت سر تبتی‌ها مودبانه نیست.

* زمانی که سلام می‌کنند گاهی زبانشان را بیرون می‌آوردند و برای تواضع، کف دست های‌شان را روی سینه قرار می‌دهند.

* در دیرها دخانیات نباید کشید و لمس کردن تصاویر بودا و متون مذهبی مجاز نیست.

* در اطراف پاگودا‌ها و معابد و دیرها و سنگ‌های منقش به مانتراها، در جهت عقربه‌های ساعت حرکت می‌کنند. اگر به دیرهایی که پیرو سنت بن هستند بروند،  در خلاف جهت می‌چرخند.

*عقاب و کرکس در تبت، پرندگانِ مقدسی هستند، هیچ‌گاه آزارشان نمی‌دهند و دورشان نمی‌کنند. هم‌چنین گاوهایی که با رنگ‌هایِ زرد و سبز و قرمز تزیین شده اند را اذیت نمی‌کنند.

* هیچ گاه موجود زنده‌ای را به قصد کشتن به معبد نمی‌برند.

*هیچ گاه در آستانه‌ی در قدم بر نمی‌دارند. این کار در تبت پسندیده نیست .

*انداختن آشغال در آتش در فرهنگ تبت نکوهیده است.

* تبتی‌ها هیچ گاه در ملاء عام ابزار علاقه به یک‌دیگر نمی‌کنند.

در پایان باید توجه‌داشت که امروزه در تبت به علت شرایط پلیسی و فشار چین در منطقه، بردن نام دالای‌لامای چهاردهم و هم‌راه داشتن تصویر آن نیز نوعی تابوی فرهنگی محسوب می‌شود.

 

 

Advertisements


2 دیدگاه

دالای لامای چهاردهم به روایت تصویر _ 1

زندگی نامه‌ی دالای‌لامای چهاردهم را  در وبلاگ علی فرح‌بخش مطالعه نمایید:

 اقیانوس خرد

سارا کاظمی


بیان دیدگاه

آشنایی با بودیسم تبتی (بخش دوم)

Tibetan Buddhism

وجریانه و چهار مکتب بزرگ بودیسم تبتی

شاخه‌ای از بودیسم که در هیمالیا، تبت، نپال، بوتان و مغولستان رواج دارد را «وجریانه» (Vajrayana) می‌نامند. «وجره» (Vajra) در سانسکریت به‌معنی الماس و «یانه» (yana) به‌معنای راه و روش است. بنا‌بر نظر پژوهشگران، بسیاری از باورها و طرق مکتب‌های وجریانه، پیوندی‌ست میان ماهایانه‌ی بودیسم و مکتب تراوادا که شامل تانترا نیز می‌شود. بدین سبب بودیسم تبتی را «تانتریانه» (Tantrayana) هم می‌نامند .

پیشینه‌ی بودیسم تبتی به مکتب نیانگما (Nyingma) باز می‌گردد و بعد از آن، سه مکتب بزرگ دیگر نیز ظاهر شدند که شامل ساکیا (Sakya)، کاگیو  (Kagyu) و گلوگ (Gelug) می‌باشد.

مکتب نیانگما

در سال 817 میلادی، پادشاه تبت «سانگ‌دسن» (Trisong Detsen)، شخصی بودایی، به‌نام «پادما سامباوا» (Padma-sambhava) را برای دفع نیروهای اهریمنی، به تبت دعوت کرد. بعد از ورود «پادما سامباوا» به تبت، بسیاری از جنبه‌های بودیسم که با «سنت بُن» قابل انطباق بود، به‌مرور زمان با هم درآمیخت و مکتب «نیانگما» پدید آمد.

در این مکتب، بر حرکت به‌سوی بیداری، بسیار تاکید دارد و اصول آن بیشتر بر جنبه‌های بنیادین بودیسم قبل ‌از ورود تانترا استوار است، که شامل گفتن مانترا، مودرا‌ها، حرکات خاص دست و غیره می‌شود.

 

مکتب ساکیا

بنیانگذار مکتب «ساکیا»، شخصی به‌نام «کونچوک گیلپو» (Könchok Gyelpo) (1102-1034) بود. وی شاگردی داشت به‌نام «دروگمی شاکیا یشه» (Drogmi Shakya Yeshe) که به هند سفر کرد و تحت تعلیم استادان بسیاری قرار گرفت و سپس به تبت باز‌گشت و تعلیمات تانترا را با این مکتب ادغام نمود. روش این مکتب به «راه و میوه» شهرت دارد و  هدف نهایی در این مکتب، رسیدن به درجه‌ی «هواجرا» (Hevajra) است.

کاگیو

اصول این مکتب بر پایه‌ی تانترا استوار است. شخص با کمک گرفتن از تعلیمات تانترا در این مکتب، می‌تواند به ماهیت حقیقی ذهن خویش نائل آید.

گلوگ

«سونگ‌کا‌پا»  (Tsong-kha-pa) (1419-1357) شخصی بود که جنبش اصلاحی را در بودیسم تبتی به‌وجود آورد. معلمان این مکتب، خود را تجسم «او‌لکیتشوارا» (Avalokiteshvara) می‌نامند. به‌همین دلیل، در این مکتب، بر بودی‌ستوه (Bodhisattva) تاکید بسیاری دارند و ارجاع‌شان بر روایتی از بودا است که در آن، بودا به نیروانا وارد شد، وقتی رنج موجودات زنده را دید، بازگشت و عهد‌ بست تا زمانی‌که تمام موجودات جهان به روشنی و بیداری نرسند، به نیروانا باز نگردد. این شفقت، بستری فراهم آورد برای ظهور «دالای‌لاما»‌ها و تجسم‌های پی‌در‌پی‌‌شان از سر شفقت برای کمک به موجودات جهان.

پی نوشت: در آشنایی با بودیسم تبتی بخش اول، وجریانه، شاخه‌ای از ماهایانه تعریف شد. در تقسیم بندی‌های تاریخی، به دو صورت، وجریانه را مورد بررسی قرار می‌دهند، گاه به‌صورت مکتب جدا‌گانه، و گاه به‌شکل شاخه‌ای از ماهایانه.

سارا کاظمی