عالیجناب تبت

سارا کاظمی


5 دیدگاه

تدفین آسمانی

تدفینِ آسمانی

 OLYMPUS DIGITAL CAMERA

تبتی‌ها مراسمِ تدفین مختلفی را انجام می‌دهند همانند: تدفین آسمانی، دفن در آب، سوزاندن، تدفین در استوپا که انجام هر کدام از این مراسم بستگی به موقعیت اجتماعی و وضعیت مالی فرد دارد.

اما برجسته‌ترین نوع تدفین، تدفین آسمانی‌ست که در تبت، و قسمت‌هایی از مغولستان که تحت تاثیر مکتب وجره یانه (vajrayana) هستند، انجام می‌شود. آنها با توجه به تعالیمِ وجره یانه معتقدند که جسد و بدن همانندِ کشتیِ خالی می ماند و زمانی که فرد می میرد، روح از بدن خارج می‌شود تا به حلقه‌های دیگری از حیات متصل و تناسخ یابد، از این روی تفاوتی ندارد که وی را پرندگان را بخورند یا در طبیعت جذب شود.

بر طبق باور‌های تبتی ، جسد به کرکس‌ها پیشکش می‌شود آنها معتقدند که کرکس در واقع تجسم داکینی (Dakinis) است. داکینی بویساتوه‌ی‌ست که به رقصنده‌ی آسمان مشهور است. داکینی، روح را در آسمان به جایی می‌برد که باید برای تناسخ بعدی‌اش منتظر بماند. تبتی‌ها در واقع با این کار به کرکس‌ها و حیوانات بسیار کوچک برای یافتن غذا کمک می‌نمایند.

بعد از مرگ، جسد برای سه روز، دست نخورده رها می‌شود، سپس تمیز و در پارچه‌ای سفید به شکل و فرم یک جنین و در موقعیتِ مشابهی که  شخص به دنیا آمده بود، پیچیده می‌شود. در تمام این مدت، راهبان، روحش را با گفتن ذکر و مانترا هدایت می‌کنند تا به گورستان برسند. در تبت معمولا گورستان‌ها در نزدیکی صومعه‌ها و دیر‌ها واقع شده‌اند.

بعد از گفتن ذکر و مانترا بدن، برای خوردن کرکس‌ها قطعه قطعه می‌شود. در همین زمان، برای آوردن کرکس‌ها (داکینی) به محل، عود مخصوصی را روشن می‌کنند.

 بدن همان طور که در پارچه پیچیده شده‌است به دقت بریده می‌شود.  این عمل توسط یک راهب یا فردی به نام رویاپاس (rogyapas) (بدن شکن) انجام می‌گردد. وی گوشت‌ها و اعضای داخلی را به تکه‌های کوچک تقسیم می‌کند.  استخوان‌ها را  خرد و  سپس با سامپا ( غذای اصلی و مهم مردم هیمالیا، تبت، نپال که از آرد جو یا  گندم بو تهیه می شود tsampa:) مخلوط می‌نماید.

برای اطمینان از صعود روح، باید تمام بدن خورده‌شود. بعد از این که جسد کاملن قطعه قطعه شد، استخوان‌های سابیده شده هم روی زمین ریخته می‌شود تا پرندگان و دیگر جانوران نیز از آن تغذیه کنند. در طول این مراسم اگر بدن مرده به طور کامل خورده‌شود، آن را به فال نیک می‌گیرند ولی اگر بدن به طور کامل، خورده ‌نشود یا فقط قسمتی از آن باقی بماند، نشان از این دارد که فرد، بعد از مرگ، تولد مجددِ خوبی نخواهد داشت.

اولین گزارش‌ها  در مورد تدفینِ آسمانی در تبت، به قرن دوازده‌ام و به  کتاب تبتیِ مردگان یا باردو (Bardo) باز می‌گردد و در انجام این عمل، تانتریک هندی و هم‌چنین نوع خاصی از بودیسم که در تبت وجود داشت به عنوان عوامل تاثیر گذار مورد بحث است .

یکی از دلایل این نوع تدفین، به جغرافیایِ این ناحیه باز می‌گردد. در این ناحیه از هیمالیا، به علتِ سنگلاخ بودن و داشتن زمین‌های سخت و پوشیده از یخ، عملن امکان حفر قبر وجود نداشت و هم‌چنین روش سوزاندن جسد به روش بودایی آن نیز به دلیل کمبود سوخت، امکان پذیر نبود و در واقع این روش عملی‌ترین راه برای دفن بوده‌است. در گذشته سوزاندن، تنها مختص لاماهای اعظم و چهره‌های برجسته اجتماعی می‌شد.

تدفینِ آسمانی که در ابتدا به شکل بدوی و غیر بهداشتی  انجام می‌شد، نگرانی‌های بسیاری را  هم از جانب دولت کمونیست چین و هم کشورِ مغولستان به وجود آورد. هر دو کشور معابد بسیاری که این عمل را انجام می‌دادند بستند و چین بعد از انقلاب فرهنگی‌اش به طور کامل این عمل را از اواخر 1960 تا 1980 ممنوع اعلام کرد.

اما امروزه با این که هنوز  در برخی مناطق روستایی مردگان به این شیوه دفن می‌شوند، اما انجام آن رو به کاهش است. به دلیل محدودیت‌هایی که در مناطقِ نزدیک شهر وجود دارد و هم‌چنین کم شدن کرکس‌ها در مناطقِ روستایی.

با این حال برای بودایی‌های تبتی، چه تدفینِ آسمانی و چه سوزاندن، درس زندگی‌ست. دیدن مهم‌ترین تعلیمِ شاکیامونی بودا که همه چیز در هستی، فنا می‌شود و هم‌چنین قطعه قطعه کردن بدن و  بخشیدن آن به موجودات، نمایشِ اصولی‌ترین آموزه‌های بودیسم تبتی که همان داشتن شفقت نسبت به تمام موجودات در جهان است.

 سارا کاظمی

Advertisements


2 دیدگاه

آشنایی با بودیسم تبتی (بخش سوم) مکتب نیانگما

padmasambhava

مکتب نیانگما (Nyingma) یا مکتب باستانی بودیسم تبتی، قدیمی‌ترین مکتب، بین چهار شاخه اصلی بودیسم تبتی است. این مکتب، اولین مترجمِ متون بودایی‌ بود که در قرن هشتم از هند وارد تبت شد. بعد از آن، مکاتب بزرگ دیگری نیز در بودیسم تبتی ظاهر گشتند، مانند کاگیو (Kagyu)، ساکیا (Sakya) و درنهایت مکتب گلوک (Geluk).

تعالیم بودایی که برای اولین بار وارد تبت شد با شکل و فرم ماهایانه‌ای آن تفاوت زیادی پیدا کرد زیرا اصول و سنت‌های اولیه‌ی مکتب نیانگما، ترکیبی شد از تعالیم تانتریک، عرفان، خدایان محلی و سنتِ بُن (Bon) که همگی آنها دارای عناصر شمنی بودند.

 به‌شکل سنتی و در تعالیم اولیه‌ی نیانگما، آموزه‌ها به صورت شفاهی و سینه به سینه در بین راهبان و اساتید وجود داشت، راهبانی که به دو دسته تقسیم می‌شدند.

سَنگَه قرمز (Red Sangha) و سَنگَه سفید (White Sangha) .سنگه قرمز، تمارین رهبانی خاصی را دنبال می‌کردند و بر مجرد ماندن عهد می‌بستند، این در حالی بود که راهبانِ سنگه سفید، چنین عهد و پیمانی را نداشتند.

سنت نیانگما به‌شکل تاریخی، شامل اصولی‌ست که استاد هندی پادماسامباوا (padmasambhava) باقی گذاشت. کسی که به‌عنوان بنیان‌گذار بودیسم تبتی، مورد ستایش قرار می‌گیرد .

پادماسامباوا از طرف «تیسونگ دِتسن» شاه (Trisong Detsen)، از هند به تبت آمد و به مدت بیش از نیم قرن در آنجا ماند. به سراسر تبت سفر کرد و مردم را با آموزه‌های بودا، تعلیم داد. وی اولین مدرسه‌ی بودایی را بنا نهاد. در زمان پادماسامباوا، متون بودایی از سانسکریت به تبتی ترجمه شد و برای اولین بار هفت تبتی به شکل رسمی راهب گشتند.

تعالیم مکتب نیانگما

 تعالیم بودایی در مکتب نیانگما به دوچِن (Dzogchen) یا کمال بزرگ، معروف است.

بر طبق سنت‌های بودیسم تبتی و سنت بُن، دوچن، درک طبیعت اولیه ی ذهن و غایت تمام تعالیم و مراقبه ها است. با این‌که دوچن یا کمال بزرگ، مرکز تعالیم نیانگماست، اما توسط دیگر شاخه‌ها نیز تمرین می‌شود .

بر طبق این تعالیم، دوچن، برترین و مهم‌ترین راه، برای رسیدن به بیداری و روشنی است.

از منظرِ دوچن، تمام عناصر جهان، از یک آگاهی مطلق ناشی می‌شود و ماهیت تمام هستی، خلوص و وضوحی بی‌انتها است. این وضوح ذاتی از خودش شکلی ندارد ولی قابل درک، تجربه، بازتاب و بیان است.

 بر طبق این تعالیم ، طبیعت هر چیزی مانند آینه است و زمانی که ذهن کاملن باز می‌شود، می‌تواند ماهیت حقیقی را بازتاب دهد.

امروزه بزرگترین کتابی که از تعالیم مکتب نیانگما در دسترس است، کتاب تبتی مردگان (tibetan book of the dead) است.

سارا کاظمی